چند نشانه خيانت يک مرد(طنز)

متاسفانه پديده نكوهيده خيانت در برخي از مردان مشاهده ميشـود كه در نهايت موجبات تخريف روابط خـانـواده را فراهــم خواهـد آورد. در اين قسمت به 10 نشانه خيانت در مردان اشاره مي كنيم. اين علائم ممكن است شروع قصه اي غم انگيز باشد پس سعي نماييـد حـواس خود را بيشتر جمع كنيد.


افزايش ساعات کاري

بيشترشدن مدت زماني که بقول او بدليل اضافه کاري يا جلسه سر کار ميماند يکي از نشانه هاي مهم است. اين فرصت خوبي است براي ملاقات و قرارهاي عاشقانه.

تفکر زياد و خيره شدن

بتازگي زياد توي فکر است، معمولا" به يک نقطه خيره ميشود و در افکار خود فرو رفته، آيا مشکل کاري دارد؟ با کـسي دعوايـش شده؟ اگر نـه پـس از خـواب خـرگوشـي بيدار شويد.


کم حرفي و سرد مزاجي


يکي از نشانه ها اين است که او ديگر در خانه حرف نمي زند و يا بسيار کم حرف شده است، با شما به سردي برخورد کرده و احساسات شما را بي معني مي انگارد و ديگر حرفهاي عاشقانه نميزند.


مخفي کردن موبايل و تلفنهايي بي جواب


موبايلش را هيچگاه از خودش دور نميکند ،هنگام زنگ خوردن بسرعت سراغش رفته و به آرامي صحبت مي کند. تلفنهاي مشکوک و مزاحم زياد شده است.

جبهه گيري و پرخاشگري

هنگامي که از او ميپرسيد "چرا دير کردي؟" يا "چرا موبايلت خـامـوش بود؟" او با لحني تند و چهره اي برافروخـته شـروع بـه توجـيه شـما مي کـند و با اسـترس پاسخ سوال را مي دهد. براي هر موضوع بي اهميتي شروع به بهانه تراشي و تند خويي مي کند.

"آنکه از حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟" هر قدر پاسخها با لحن آرامتر و منطقي تر بيان شوند، احساس صحيح بودن آنها بيشتر تقويت خواهد شد و بالاعکس.

احساس گناه و شرمندگي زياد

او بدليل گناهي که در مورد شما مرتکب شده احسـاس گـناه و عذاب وجدان مي کند بنابراين وقتي هديه اي به او مي دهيد و يا کار غير منتظره اي برايش انجام مي دهيد، چهره اش منقلب شده و علائم شرمندگي در چهر ه اش موج خواهد زد.

تغيير شخصيت وشکل ظاهري


نوع لباس پوشيدن او تغيير مي کند، جملات جديد بيان مي کند، حرکات متفاوت از او سر مي زند، ساعت خواب و بيداريش تغيير مي کند، غذاهاي جديدي طلب مي کند. بـيـشتر حـمام مـي رود، مـوهاي خـود را بـرخـلاف گـذشـتـه حـالـت داده و آغـشتـه بـه ژل مي نمايد.


او مي خواهد مطابق با ميل ديگري رفتار کند، لباس بپوشد، حرف بزند، غذا بخورد و ...

افزايش ناگهاني ساعت کاري در اينترنت


Wink2233 Wink2233 Wink2233 Wink2233 Wink2233 Wink2233 Wink2233 Wink2233

ترین های جهان

) مرتفع ترینمرتفع ترین پایتخت جهان شهر لاپاز، در بولیوی است. این شهر 12 هزار پا از سطح دریا ارتفاع دارد.

2 ) بلندترین صدای جهان
بلندترین صدای جهان صدای گردش زمین به دور خودش می باشد و آنقدر شدید است که اگر ما بشنویم فورآ خواهیم مرد

3 ) زیبا ترین و بلند ترین ساختمانها
ساختمان های شهر نیویورک در کشور آمریکا، بزرگ ترین و بهترین ساختمان های جهان معرفی شدند.

4 ) بلندترین کوه های جهان
عموما فکر می شود که بلندترین کوه های جهان در تبت قرار دارد .ولی اگر خاطرات مسافران به قطب جنوب برسی شود , آنان از کوه هایی صحبت کرده اند که بسیار بلندتر از اورست است .

5 ) بلندترین بادگیر
بلندترین بادگیر در ایران در شهرستان ابرکوه در استان یزد قرار دارد.این باد گیر زیبا به صورت یک بادگیر بزرگ در پایین ویک بادگیرکوچکتر برروی آن می باشد.این بادگیر در خانه آقازاده قرار داردو
مربوط به عصرقاجار می باشد

6 ) بلندترین جراثقال سیار
جراثقال 810 تنی مارک " روزن کرانزک 10001 " بلندترین جراثقال سیار در جهان است. قدرت بالابری ( حداکثر وزن بار ) آن 984 تن و طول بازوی متحرک آن 202 متر است.

7 ) بلندترین طناب
برای مسابقات طناب کشی که در جشنواره سالانه ناهاسیتی ( در اوکیناوای ژاپن ) در اکتبر 1995 برگزار شد، طنابی به طول 172 متر و قطر 1/54 متر از الیاف گیاه برنج تهیه گردید. وزن این طناب عظیم الجثه 26/73 تن بود.

8 ) بلندترین مجتمع آپارتمانی
ساختمان 100 طبقه موسوم به جان هنکاک سنتر در شهر شیکاگو، با 343/5 متر ارتفاع ، بلندترین مجتمع آپارتمانی در جهان به شمار می رود.

9 ) بلندترین ساختمان بانک
ساختمان 72 طبقه فرست بنک تاور (First Bank Tower) بانک مونترال در شهر تورنتو در کانادا با 284/98 متر ارتفاع ، بلندترین ساختمان بانک در جهان است.

10 ) بلندترین شمع
بلندترین شمع جهان در نمایشگاه استکهلم در سال 1897 به نمایش گذاشته شد که ارتفاعش 24/38 متر و قطرش 2/59 متر بود

مرغی که فکر میکنه پنگوئنه!!

یک کشاورز چینی در مزرعه خود مرغی دارد که فکر می کند پنگوئن است و به همین علت همانند پنگوئنها به صورت قائم راه میرود. نام این مرغ مجنون "مامبل" است که در یک مرزعه واقع در "ژیانگسو" در شرق چین زندگی می کند.

صاحب این مرزعه که "لو شی" نام دارد در خصوص مرغ خود اظهار داشت: "این مرغ فکر می کند پنگوئن است و به جای اینکه همانند همنوعان خود به صورت افقی راه برود همانند پنگوئنها به صورت قائم و با غرور راه می رود."


مامبل نام پنگوئن قهرمان کارتون "خوش قدم" است. این پنگوئن به خاطر ویژگی خاصی که در حرکت دادن پاهایش داشت توانست با انجام رقص ویژه ای با انسانها ارتباط برقرار کند.

این کشاورز چینی در این مورد توضیح داد: "من هرگز موفق نشدم کارتون خوش قدم را ببینم اما این اسم را دوست داشتم. هر چند که پرنده من شاید ویژگی پنگوئن را نداشته باشد اما به هر حال فکر می کند که پنگوئن است و به همین دلیل این اسم را برایش انتخاب کردم. خانواده من این مرغ را خیلی دوست دارند و بنابراین ما تصمیم گرفتیم که به جای آنکه آن را در دیگ بیندازیم از آن نگهداری کنیم."


براساس گزارش دیلی میل، مامبل مرغه که فکر می کند پنگوئن است ساعتها به آب خیره می شود و احتمالا به این موضوع فکر می کند که شاید همانند پسرعموهای قطبی خود بتواند شنا کند.

نگاه متعجب مرغها به حالت ایستادن مامبل

1.شب در خوابـگاه.. .........

شب – خوابـگاه دخــتـران – سکـانس اول:

(دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)
شبنم:ِ وا!… خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!
لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)
شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟

لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد.
منــی که از ۶ مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد ۲۰ سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام . . .
!!!!
شـده ۱۹!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)
شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم… گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟
لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم ۸ دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط ۸ دور… (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!
شبنم: عزیزم… دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط ۷ – ۸ دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.
لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت ۷:۳۰بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!
(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)
شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!
فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد… نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!
شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.
فرشــته: خب، منــم ۱۹ بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.
(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)


شـب – خوابــگاه پســران – سکــانـس دوم:

(در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)
میثـــاق: مهـدی… شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.
مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.
میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.
مهـدی: آره… منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد؟!
میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!
آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه ۱۰ دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری…
مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون… اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!
در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)
میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!
رضــا: فرانسه همین الان دومیشم خورد!!!
مهـدی:اصلا حواسم نبود….. .!!!
و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند

پارک=چی؟؟؟

157669_370.jpg

.:: درختی که خون گریه میکند ::.

بقعه مطهر حضرت علی اصغر فرزند بلا فصل امام موسی کاظم(ع) و درخت چنار مقدس روستای ( زر آباد) ذر استان قزوین همه ساله میزبان خیل عظیمی از زائران و مشتاقانی است که برای زیارت و عزاداری گردهم میایند.



به اعتقاد اهالی این روستاو طبق روایات منقول، درخت کهنسال و مقدس زر آباد در روز عاشورای سال 61 هجری که شهادت حضرت امام حسین(ع) به وقوع بیوست و خون حضرتش دشت کربلا را گلگون کرد، میزبان یکی ازمرغانی بود که از سوی خداوند مامور شده بودند تا با آغشته کردن خود به خون سیدالشهدا ندای سرخ شهدای کربلا را به سراسر جهان برسانند. یکی از آن مرغان به این دیار آمده و با بالهای خوننین خود بر روی شاخسار درخت چنار روستای زرآباد نشست.




یکی از اهالی این روستا می گویدشهرت این درخت خونین در دوران سلطنت سلطان حسین صفوی به حدی رسیده بود که از آن زمان افراد متعددی جهت تحقیق و تفحص در صحت و سقم آن به این منطقه آمدند.






نکته جالب اینکه ماه های قمری، سالانه 10 روز جلو حرکت میکند و جاری شدن خون هم هماهنگ با تقویم ماه های قمری تغییر میکند. این درخت با 10متر قطر و 30 متر ارتفاع دارای قداست خاصی در بین اهالی روستای زر آباد میباشد که هر ساله به محل تجمع زوار و عاشقان اهل بیت تبدیل می شود.

اورانگوتانی که هفت سیب را با هم قورت داد

اورانگوتان باغ وحش مسکو مشکل گرسنگی خود را با قورت دادن 7 سیب با هم حل کرد.

لعنت بر این مستراح!

لعنت به مستراحی که برچسب قرمز و آبی شیرش برعکس خورده باشد

لعنت به مستراحی که سوسک ها بدون اطلاع و هماهنگی سرشان را از چاه بیرون بیاورند

لعنت به مستراحی که مرکز کانونی تحدّب کاسه اش روی صورت آدم باشد

لعنت به مستراحی که قبل از نشستن کسی درش را بزند

لعنت به مستراحی که آبش قطع باشد و آفتابه اش خالی

لعنت به مستراحی که صدا را 56 مرتبه اکو کند

لعنت به مستراحی که شیلنگش از هفت جا سوراخ شده باشد

لعنت به مستراحی که سر شیلنگش همیشه توی چاهش افتاده باشد

لعنت به مستراحی که فاصله کاسه اش از دیوار پشتی فقط یک سانت باشد

لعنت به مستراحی که فشار شیر آبش مثل شیر سماور است

لعنت به مستراحی که بدون آن، بنی بشر هیچ چی نیست

تصاوير عجيب از پرمو ترین دختر و پسر دنیا!!!

پرموترین دختر دنیا، ملقب به «دختر گرگ» در آستانه کسب رکورد گینس است



اگه مردونگی به مو که این مردترینه ؟؟؟ Amazing Amazing Amazing !!!


و

و

ورشکسته شدن سریال قلب یخی

ورشکسته شدن سریال قلب یخیمحمد حسین لطیفی، کارگردان مجموعه “قلب یخی” در ارتباط با عدم ساخت فصل دوم و سوم این مجموعه که از طریق شبکه نمایش خانگی توزیع می شد، به خبرنگار خبرگزاری سینمای ایران گفت: مجموعه “قلب یخی” به دلیل نداشتن توان مالی و ورشکستگی پروژه، دیگر تولید نمی شود.
وی ادامه داد: مجموعه “قلب یخی” در شهرستان ها به صورت وسیع تکثیر شده و دیگر لوح فشرده این مجموعه از جانب مخاطبان خریداری نمی شود، البته این امر سبب شد این مجموعه به صورت وسیع دیده شود اما به دلیل تکثیر و کپی غیر قانونی آن تهیه کننده پروژه ورشکست شده و دیگر توان مالی برای ادامه تولید و تکثیر این پروژه را نداشته باشد.
این کارگردان در ادامه در ارتباط با حفظ حقوق مصرف کنندگانی که به تهیه cd های اورژینال این فیلم پرداختند و توقع آن ها در ارتباط با ادامه ساخت این مجموعه گفت: با تمام احترامی که به حقوق مصرف کنندگان و تماشاچیان این مجموعه قائل هستم، اما آیا مخاطبان این مجموعه راضی می شوند که برای ادامه تولید این مجموعه، مایحتاج ضروری زندگی و سر پناه خود را بفروشیم تا بتوانیم هزینه ساخت دو فصل دیگر این مجموعه را تهیه کنیم؟!
لطیفی در پاسخ به سوالی مبنی بر درگیری او در ساخت فیلم “پاریس تا پاریس” که سبب توقف مجموعه “قلب یخی” شد، گفت: زمانی که دیگر توان ادامه ساخت مجموعه “قلب یخی ” نداشتیم و ادامه تولید آن به صورت کامل وجود نداشت، پروژه “قلب یخی” را رها کردم و به ساخت فیلم”پاریس تا پاریس” برای شرکت در جشنواره فیلم فجر پرداختم.
به گزارش سینما پرس؛ مجموعه “قلب یخی” به کارگردانی محمد حسین لطیفی است که تا کنون تنها ۱۲ قسمت آن که فصل اول این مجموعه خوانده می شود از طریق شبکه نمایش خانگی توزیع شده، این مجموعه به نویسندگی حامد عنقا است و بازیگرانی چون: حمید فرخ نژاد ، حسین یاری، امین حیایی، حمید گودرزی، نسرین مقانلو، الناز شاکر دوست، مهراوه شریفی نیاو… در آن به بازی می پرداختند.
این مجموعه در زمان توزیع خود از طریق شبکه نمایش خانگی مورد توجه مخاطبان واقع شد.

پسر 13ساله ای که با فداکاری عجیبش، قهرمان شد




ماجرای غم انگیز "جردن رایس"، نوجوان 13 ساله استرالیایی که جان خود را برای زنده ماندن برادر کوچکترش فدا کرد، در صدر اخبار رسانه های آن کشور قرار گرفت. در جریان سیل اخیر استرالیا، 19 نفر جان خود را از دست دادند.

این دو برادر به همراه مادرشان، در روز حادثه، سوار بر خودرو از یکی از خیابان های شهر تووومبا می گذشتند که در میان سیلاب گرفتار شدند. پس از اینکه موتور ماشین از کار افتاد، مادر او ضمن تماس تلفنی با امدادگران، تقاضای کمک کرد و آنها از او خواستند به همراه بچه ها به سقف خودرو رفته و منتظر بمانند. هر لحظه بر شدت سیلاب افزوده می شد و خودروی آنها کم کم به حرکت درآمد. آنان شروع به داد و فریاد کردند، اما تماشاگران جرأت کمک به آنان را نداشتند.

سرانجام شخصی به نام "مک ارلین"، با بستن طناب به کمر خود، به سمت خودرو رفت و هنگامی که به آنها رسید، جردن (پسر 13ساله) از او خواست، ابتدا برادر 10 ساله او را نجات دهد. این درحالی بود که او هیچگاه شنا کردن را یاد نگرفته بود و از آب نیز وحشت داشت. لحظاتی بعد و قبل از اینکه امدادگر بتواند دوباره خود را به آنها برساند، موج خروشان آب، جردن و مادرش را در درون خود بلعید.

پدر جردن در گفت و گو با خبرنگاران گفت: "نمی توانم تصور کنم، در آن لحظه چه چیزی در ذهن جردن می گذشت که حاضر شد، از زندگی خود بخاطر برادرش بگذرد، در حالیکه همیشه از آب وحشت داشت. او یقینا قهرمان کوچک ماست"



من خودم تحت تاثیر قرار گرفتم

حکایاتی جدید از عبید زاکانی

حکایاتی جدید از عبید زاکانی     

قسم دروغ:
شیطان را پرسید ند کدام طایفه را دوست داری ؟ گفت دلالان را گفتند : چرا؟ گفت : از بهر آن که من به سخن دروغ از ایشان خرسند بودم ایشان سوگند دروغ نیز بدان افزودند.

درد عجیب:
مردی پیش طبیب رفت وگفت : موی ریشم درد می کند . پرسید که چه خوردی؟ گفت : نان ویخ . گفت : برو بمیر که نه دردت به درد آدمی می ماند ونه خوراکت.

بهانه:
یکی اسبی از دوستی به امانت خواست گفت : اسب دارم اما سیاه است . گفت : مگر اسب سیاه را نمی شود سوار شد ؟ گفت : چون نخواهم داد٬ همین قدر بهانه بس است.

شوهر چهارم:
زنی که سر دوشوهر خورده بود شوهر سومش روبه مرگ بود برای او گریه می کرد ومی گفت : ای خواجه به کجا می روی ومرا به که می سپاری ؟ گفت : به چهارمین

پلنگ:
بازرگانی زنی زیبا داشت که زهره نام داشت عزم سفر کرد برای او لباسی سفید تهیه کردوکاسه ای نیل به خادم داد وگفت هر وقت زن حرکت ناشایستی کرد یک انگشت نیل بر لباس او بزن تا وقتی که آمدی من بدانم چقدر کارناشایست انجام داده. پس از مدتی به خادم نامه نوشت که
چیزی نکند زهره که ننگی باشد بر جامه او زنیل رنگی باشد
           خادم نوشت
گرآمدن خواجه درنگی باشد چون بازآید زهره پلنگی باشد

سورپرایز شرکت نایک اولین کفش ۳ بعدی جهان

به گزارش آخرین نیوز، این که تلویزیون‌ها، تبلت‌ها و تلفن‌های همراه همگی به سمت سه بعدی شدن می‌روند موضوعی قابل درک است اما در مورد کفش‌ها چطور؟! گسترده شدن روز افزون فناوری سه بعدی کردن و سه بعدی دیدن محصولات باعث شده تا شرکت نایک هم به فکر تولید یک کفش سه بعدی بی‌افتد.



این شرکت ورزشی با تولید مدل جدیدی از کفش‌های خود با نام Zoom Kobe VI 3D تلاش کرده تا جلوه‌های ۳ بعدی‌ای را در نماد و سایر قسمت‌های آن ایجاد نماید. در واقع اگر عینک سه‌بعدی را به چشمان‌تان بزنید، آن زمان می‌توانید این خصوصیات را مشاهده نمایید.

قطعا از این پس باید شاهد ۳ بعدی شدن محصولات مختلفی باشیم چرا که به نظر می‌رسد این ویژگی می‌تواند سود تجاری زیادی را برای شرکت‌ها به ارمغان بیاورد. با پرداخت ۲۵۰ دلار می‌توانید صاحب یکی از این کفش‌های سه بعدی Nike شوید.







قم سال 1356

شارژر جدید

http://www.monopic.com/pictures/380c39aa988c09c6da54ddea0e4a4329.jpg

اقتدار پلیس یعنی این

سال 1380
شاخ ترین ماشین مملکت :

ماشین رسمی نیروی پلیس :


سال 1390: شاخ ترین ماشینی که قابلیت گرفتن پلاک ملی رو داره (فراری ها و لامبو های گذر رو بفرض ندید بگیریم) :

با ماکزیمم سرعت 310 کیلومتر بر ساعت !

ماشین پلیس جایگزین در سال 1390 :

با چی اشتباه گرفته؟

عکس اعدام جنایتکار معروف که دختری را تا حد مرگ ترساند

عکس اعدام جنایتکار معروف که دختری را تا حد مرگ ترساند

نمونه دیگر از نبوغ ایرانی کانال کولر !!!

معروف ترین مجسمه قزوین

http://irupload.ir/images/byi8cffdlfwdbkgri5mg.jpg